سفارش تبلیغ
هاست ایران

26ماه انتظار باعلائم ظهور

**********

آشفته بازار

وجودم نخ نما گشته به مقراض فراموشی

زبس از یاد بردی تو ، مرا در دام بیهوشی

فلک افسونگری بنمود و مکرو حیله هایی کرد

امان از دست این مردم ، امان از حرف درگوشی

برفتی تو و تنها شد دل زار و نزار من

خیال و فکر من این بود که در وصلم بسی کوشی

چو در انظار این مردم تو با سیلی بنوازی

بسی آب و روان گشته ز چشمانم به مدهوشی

 شفای درد و درمانی ، قرار دل ، تو سامانی

رهاکردی و رفتی تو مرا در خواب خرگوشی

دراین زندان اسکندر ، من وصدها پریشانی

تویی آرامش دلها ، چرا عیبم نمی پوشی

اسیر بو ی موی تو ، دل آشفته بازارم

تویی سرو خرامانم ، چرا ازمن نظر پوشی

غزل گفتی و دُ رّ سفتی دراین هنگام مشتاقی

مدال افتخارمن همین رسم سیه پوشی

نمک پاشان زخمم شد همان چشمان پرشورت

تحمّل کرده ام امّا تو می پاشی و می پوشی

اگر چه شعر من چندان نباشد در خور رویت

ز الطاف خفیّ خود مرا لاجرعه می نوشی

----------------------

حسّ غریبی در دلم چون آتش افشانه شد

بنگر زمین و آسمان بر گرد او پروانه شد

صاحب زمان دلربا ، دل را بَرَ د پیش خدا

شبنم به روی برگ گل شوق دل دیوانه شد

یاد امیرالمؤ منین اندر دلم پروانه شد

حسّ غریب آمد به جوش ، زیباتر از دردانه شد

گر غربت مولا نبود اندر زمان خویشتن

صاحب زمان دلربا ، کی این چنین بیگانه شد

دل را صفا ده ای خدا زین رنگ و بوی پر هوا

لختی نظر کن بر دلم شایدکه دل جانانه شد

صاحب زمان دلربا گردیده معشوقم خدا

صد بلبل زیبا سخن بر شاخسارش لانه شد

شور ونشاط عاشقی صد رحمت آرد بر دلم

صاحب زمان دلربا ، با این دلم همخانه شد

----------


دل و دلدار , • نظر

دلم بربام دنیاپرکشیده

 

بسوی آسمانهاسرکشیده

--------------

 

ندیده آنچه بایددیده بینه

 

زهجرخسروخوبان غمینه

------------

 

بسان مثنوی ازهم گسسته

 

بپیچیده بسان زلف بسته

------------

 

زآن زلف پریشان گشته مهجور

 

ازآن روی نکویش بس شده دور

-------

 

بتابیده بسان ابروی یار

 

بگردیده بسی برگرددلدار

--------

 

چه دلداری که برترگشته ازدل

 

شب یلدای وصلش پرزمشکل

---------

 

بسان تیرثاقب گشته درشب

 

دل محزون ماراکرده درتب

-----------

 

دلی چون مجمرمجنون پراز راز

 

فراق روی دلدارست آواز

--------

 

دل من مثل آن جام شراب است

 

که از دست الست افتادوبشکست

----------

 

دل غمگین من گردیده حیران

 

نمی دانم چراگردیده ویران

----------

 

به غیرازتوبه هیچ کس دل نبسته

 

غبارغم براین دلهانشسته

--------

 

بیاودست گیر ودل رهاکن

 

بزن آتش وجودم رافناکن

---------

 

من ازاین زندگانی سیرگشتم

 

ببین آخردرآن زنجیرگشتم

---------

 

یقین دانم که دست دل بگیری

 

یقینا" برضعیفان دستگیری

-------

 

به پایت هرچه دارم می فشانم

درخت یادگاری می نشانم

---------

بیاتااین دل ازغم گرددآزاد

جهان باآن قدومت گرددآباد

-------

زمین کوچک گردوی خاکی

بگردان وبریزش آب پاکی

----------

درخت دوستی بنشان دراین دل

دراین هجرودراین آتش مکن ول

------------

دل تنگ مرا ازغم رهاکن

منوّرکن اسیراولیاکن

----------

دلم کوچک ولی ازعشق سرشار

گرفتار رخت گردان گرفتار

----------

به مینوی لبت مینا نشسته

به سینای غمت موسی نشسته

--------

به چارم آسمان عیسی نشسته

برای دیدنت برپا نشسته

---------

امین وحی ومإمورخداوند

زده بادست تو هفتادپیوند

-----------

ملائک منتظربهرقیامت

دعای خیرماباشدسلامت

 ----------------


آقاجون عیدی بده عیدی ترک شهوات

آقاجون عیدی بده عیدی ترک ظلمات

آقاجون دل مرا به عشق خود صفا بده

آقاجون سلسله ی عشق مرا جلا بده

آقاجون راه مرا ز راه دل سوا مکن

آقاجون دست مرا ز دامنت جدا مکن

آقاجون هرجا بری خیال من با تو میاد

آقاجون دست من و دامن تو جدا مباد

آقاجون شعله مزن بر این دلم

آقاجون خوب می دونی تو مشکلم

آقاجون فراق تو سخته برام

آقاجون وصال تو درد و دوام

آقاجون ماه عزیزی اومده

آقاجون صبر منم سر اومده

آقاجون هر چی میگم به دل نگیر

آقاجون به زلف تو دلم اسیر

آقاجون دست به دلم این قدر نزن

آقاجون دوستت دارم بگو سخن

*************

 معرفی کتاب

 مکیال المکارم در معرفت و ولایت امام قائم

 علیه السّلام

 مؤلف : سید محمدتقی موسوی اصفهانی

 مترجم : سید مهدی حائری قزوینی

 ---------